شرایط زندگی برای بعضی از آدما شبیه شنا در یک اقیانوس طوفانیه،

همین که خودش رو زنده نگه داشته باید بهش تبریک گفت...

پ.ن:

۱_ موقعی که دانشجوی سال اول دانشگاه بودم؛ تلویزیون یه فیلمی پخش می‌کرد که الان اسمش یادم نیس ولی قصه ش یادمه:
اینجوری بود که نقش اصلی فیلم چه در زندگی شخصی خودش و چه در محیط کاری داشت با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکرد ولی خیلی فرد بالغ و صبوری بود، یوقتهایی خانواده ش کم میوردن ولی اون فرد امید خودش را از دست نمیداد.
یادمه چون اوج جوانی و غرور و نا آگاهیم بود و فقط از دنیای خودم زندگی اطرافمو می‌دیدم به آبجی بزرگم که داشتیم باهم فیلم را تماشا میکردیم، گفتم:
مگه میشه یه آدم اینقد تو زندگیش مشکل داشته باشه؟!
خواهرم چون بزرگتر و عاقلتر بود گفت: آره، اگه نبود که فیلم نمیساختن که...
رفتم تو فکر: آخه بنظرم من تو زندگیم مشکلی نداشتم و تنها دغدغه ی ما خوندن درسهامون و ست کردن لباسامون و سر وضع و تیپمون بود.
سالها گذشت...بعدها متوجه شدم هر چی بزرگتر میشی مشکلات و سختی‌های زندگی همراه تو قد میکشن و بزرگ میشن و به همون اندازه صبر و تحملت تو زندگی بیشتر میشه و آدم را بجایی میرسونه که تو فقط باید نهایت تلاشتو بکنی که تو شرایط بحرانی و سخت زندگی که واست پیش اومده متلاشی نشی و بتونی خودت را روپا و سرحال نگه داری و با امید بقیه ی زندگی را بگذرونی.

در کل باید بگم:

ما آدمیم و زندگی آدمی؛ لاینفک از سختی‌ها و مشکلات، بیماریها و از دست عزیزانمون نیست.

بقول شاعر:

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

۲_ الان من دارم همون میشه ی سوالی که از خواهرم پرسیدم را زندگی میکنم.😁خارج از شوخی ، بهر حال زندگی در گذر زمان؛ اونروی خودش را هم بهم نشون داد. فوت پدرم و عزیزانم ، بیماری مادرم، دوری از خانواده ، غر بت، مسئولیت زندگی و...

متاسفانه زندگی داره هر روز "کی فکرشو می‌کرد" تر میشه😁

۳_ و یه چیز دیگه، هستند افرادی که در همان کودکی بزرگ شدند؛ سختی‌های زندگی باعث شد که اونها زودتر از سنشون زندگی را درک کنند. واقعا این افراد ارزشمندند و حتما خداوند یه جایی نتیجه ی تلاش و زحماتشون را میده، شک ندارم.

به خدا اعتماد کنیم.

۴_ درهمه حال شکر گزار خدای مهربون باشیم که؛

شکر نعمت، نعمتت افزون کند

خدایا ممنون بابت نعمتهای خوب و زیبات