پدرت شاه نجف و خودت شاه خراسانی...
عین یه بچه که پدر و مادرش رو از دست داده و دیگه هیچکسی رو تو این دنیا نداره و حتی هیچ پولی، هیچ سرمایه ی خوبی، هیچ منیت و غروری، هیچ علمی، اصلا هیچی هیچی هیچی نداره؛ ملتمسانه نشستم یه گوشه از حرم و از سلطان میخوام فقط یه دست نوازش سر این بچه ی فقیر و تنهاش بکشه.
بهش میگم امام رضا من هیچ تحفه ای برات نیاوردم جز فقرم.
و هل یرحم الفقیر الا الغنی؟!
و تو خودت میدونی که به فقیر کسی کمک نمیکنه جز غنی !
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۳ ساعت 23:27 توسط ساغر
|